رنگرزی سنتی- چاپ دستی
رنگرزی سنتی
زندگی بدون رنگ معنای خود را به لحاظ فرم از دست خواهد داد. رنگ های گوناگون در طبیعت و محیط اطراف باعث توجه انسان به رنگ در آثار تولیدی خود گردید و به انحاء مختلف آنرا مورد استفاده قرار داد. در ایران قبل از اسلام رنگرزی سنتهای بسیاری داشته و رنگرزان از احترام ویژه ای برخوردار بودند. از آنجائیکه هنرهای نساجی و قالی بافی و سایر هنرهایی که رنگ نیاز دارند از گذشتگان دور در ایران وجود داشته است باعث شده تا رنگرزی نیز توسعه یافته و نمونه های منحصر به فرد تولیدات مذکور با رنگهای زیبا و بدیع به وجود آید.
تا قبل از 1100 ه.ق و تا زمانی که رنگ های «آنیلینی» مورد استفاده قرار گیرد رنگرزی سنتی وجود داشته است. رنگ های «آنیلینی» از زمان ناصرالدین شاه قاجار وارد ایران شد و بعد از آمدن رنگ های «کرومی» مصرف آن محدود گشت. عیب رنگ های «کرومی» ثبات بیش از حد و مسایل بهداشتی آن است.
امروزه رنگ های سنتی فقط در هنرهای سنتی و صنایع دستی مورد استفاده قرار می گیرد. این رنگ ها با استفاده از مواد طبیعی مثل پوست گردو، روناس، پوست انار، اسپرک، سماق، برگ مو و .... به دست می آید.
رنگرزی سنتی به طور کلی از دو مرحله اساسی تشکیل شده است.
1- دندانه کردن 2- رنگرزی
دندان کردن: به مجموعه عملیاتی که بر روی الیاف انجام شده تا ثبات رنگ را افزایش دهد گفته می شود. دندانه بر روی سطح پارچه خلل و فرج و خراش ایجاد نموده و باعث جذب بیشتر رنگ در پارچه می شود مواد دندانه عبارتند از: دندانه های نباتی و دندانه های معدنی
دندانه های نباتی: مواد مازوج داری است که در طبیعت فراوان است از جمله این مواد: سماق- پوست پسته- هلیله- بلوط و مازوج را می توان نام برد.
دندانه های معدنی: از املاح فلزات هستند. مهمترین آنها"زاج سفید" است که مخلوطی است از سولفات پتاسیم و آلومینیوم به شکل بلورهای شفاف.
رنگرزی:عمل رنگ دادن و ثبات آنرا بر روی سطوح مورد نظر رنگرزی می گویند. می توان به سطوح مورد نظر بچسبد یا آنکه در داخل الیاف نفوذ کند.
چاپ دستی
اینطور که به نظر می رسد که پارچه های رنگی که نقش آن با مهر یا قالب بوجود آمده مربوط به قرن 4 ق.م و در هندوستان است و چنین به نظر می رسد در 140 ق.م از هند به چین راه پیدا می کند. در دوره ساسانیان نقش های چاپی در بالاترین سطح برای زینت پارچه های کتانی و ابریشمی به کار می رفته است. قدیمی ترین قالب در ایران سه قالب از سنگ همراه آثار سفالی است که مربوط به سده 4 و 5 هجری از حفاری های نیشابور بدست آمده است. قالب های قلمکار در اواخر سده هفتم هجری توسط مغولان به ایران می آید و رواج پیدا می کند.
چاپ قلمکار
تاریخچه نقاشی بر روی پارچه چندان مشخص نیست ولی آنچه مسلم است در قرون اولیه اسلام، در سرزمین ایران و مصر، چنین صنعتی رایج بوده است که با قالب های چوبی بر روی پارچه نقش اندازی می کردند. قلمکارسازی حرفه ای است که نشانه های آن از دوران مغول بجای مانده است و در عهد صفوی گسترش پیدا می کند. شهر اصفهان از همان عهد تا هم اکنون از تولید کنندگان اصلی این هنر- صنعت می باشد. در شهرهای یزد، کاشان، همدان، بروجرد، سمنان، دامغان و رشت نیز قلمکارسازی رایج است.
پارچه های قلمکار معمولا جهت سجاده، رومیزی، سفره، رولحافی، بقچه، لباس و.... استفاده می شود. مواد مصرفی و ابزار عبارتند از: پارچه های متقال، کدری، چلوار یا کتیرا، رنگهای سنتی و بعضا شیمیایی و قالبهای قلمکار
روش کار: ابتدا پارچه را به منظور نفوذ بهتر ثبات رنگ در محلول "زاج سفید" در حال جوش گذاشته و "دندانه" می کنند چنانچه بخواهند زمینه پارچه سفید باشد آنرا چند روز در آب روان قرار می دهند تا آهار آن گرفته شود و آنرا در معرض نور خورشید قرار داده و با پاشیدن آب بطور مکرر و خشک کردن آن پارچه را سفید می کنند. برای زمینه زرد مقداری"پوست انار" و "هلیله" در آب ریخته پارچه را در آن فرو می برند. تا تمام سطح پارچه کرم مایل به نخودی شود در اصطلاح "شکری" شود. سپس آنرا با آب سرد شستشو داده و بعد خشک شدن توسط قالب های متعدد عمل چاپ را روی آن انجام می دهند. قالب ها عموما از چوب های"گلابی" یا"زالزاک" درست می شود و هر رنگ یک قالب جداگانه دارد.
رنگ های غالبا قرمز، مشکی، آبی، زرد می باشند. گاهی اوفات از رنگ های سبز و قهوه ای نیز استفاده می شود. در پایان پارچه را می شویند. برای ثبات رنگ پارچه، پوست انار ساییده شده را در آب جوش ریخته مقداری رنگ روناس"آلیزارین" به آن افزوده و حرارت می دهند. سپس پارچه را در پاتیل می جوشانند. با بیرون آوردن و شستن پارچه رنگ ها ثابت می شود. به این عمل "گازُری کردن" پارچه گویند.
- مشکی: زاج سیاه، اکسید آهن، روغن کرچک. و کتیرا
- قرمز: زاج سفید، گل سرخ(اخرا)، روغن کنجد و کتیرا.
- آبی: تیل پرطاووسی، جوهر گوگرد، شیره انگور، کتیرا، گلیسیرین.
- سبز:زاج سفید، نیل پرطاووسی، زردچوبه، کتیرا، گلیسیرین.
- زرد: پوسته انار، زاج سفید.، زردچوبه، کتیرا، گلیسیرین.
در ترکیب همه رنگ ها، از کتیرا جهت جلوگیری از پخش شدن رنگ روی پارچه و گلیسیرین نیز به دلیل اینکه باعث می گردد تا رنگ در شیار قالبهای چوبی خشک نشود استفاده می شود.
نقوش پارچه های قلمکار به طور معمول شبیه نقوش قالی است و می توان آن را تابع تقسیم بندی نقوش قالی دانست که عبارتند از:
- نقوش لچک و ترنج
- طرح باغی
- گل و گلدان
- کتیبه دار
- محرابی(سجاده ای)
- خانه خانه
- سرو و بته جقه
علاوه بر این در پرده های قلمکار قهوه خانه ای داستان های حماسی و پهلوانی و گاه عاشقانه نیز نقش اندازی شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره قلمکارسازی اینجا و اینجا کلیک نمایید.
چاپ باتیک
چاپ باتیک که خاص کشورهای شرق دور می باشد. در ایران به نام (کلاقه ای) معروف است و اسکوی آذربایجان از شهرهای مهم این هنر –صنعت است.
منبع:
- حسینی، سید رضا. "درک عمومی هنر". انتشارات مارلیک. 1386.
- روح فر. زهره. "نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی". انتشارات سمت.1380.
شرایط نگهداری بافتهها و منسوجات تاریخی (پارچه، لباس و...)
شرایط نگهداری بافتهها و منسوجات تاریخی (پارچه، لباس و...)
- تفکیک مجموعه بافتهها از سایر آثار.
- فراهم آوردن محیطی یکنواخت و بدور از آلودگی برای بافتهها.
- مقابله و مهار رشد عوامل بیولوژیک و حشرات از طریق سم پاشی و گندزدایی همراه با نظافت مداوم و منظم مخزن و محل نمایش.
- نگهداري منسوجات و بافتههاي حساس (با توجه به شرايط حفاظتي) و پوشاك در جعبههاي محافظ ساخته شده از مقواي بدون اسيد و بدون چسب برای اتصالات و يا از صفحات دوجداره پلي پروپيلن و پلياتيلن(نام تجاري كوروپلاست يا كارتن پلاست).
- شستن دستها و استفاده از دستکشهای سفید تمیز نخی قبل از تماس با آثار
- جداسازي قطعات پارچههاي مختلف (البسه وپارچه)از يكديگر و قرار دادن آنها به تفكيك (از نظر جنس مانند بافته های پشمی، پنبه و کتان و ابریشم؛ و همچنین بافته های دارای الیاف فلزی و آنهایی که دارای ملحقات میباشد مانند بافته های تزیین شده) در لفاف محافظ(بدون اسيد)كه ميتواند پارچه كرباس سفيد شسته شده و يا كاغذهاي پوستي يا خشككن بدون اسيد باشد.
- بررسی و بازبینی آثار از نظر میزان تخریب و انجام آسیبشناسی مقدماتی، مستند نگاری، ثبت اطلاعات وتعیین اولویت و انتقال آنها به بخش حفاظت و مرمت.
- جداسازی نمونههای تخریب شده و کپک زده و نگهداری آنها در محفظههای مجزا.
- جابجايي منسوجات يا بافتههاي فرسوده با استفاده از صفحات مقواي بدون اسيد و يا از صفحات دوجداره پلي پروپيلن و پلياتيلن(نام تجاري كوروپلاست يا كارتن پلاست)،كه پارچه كرباس سفيد شسته شده به عنوان حد فاصل در ميان آنها قرار گرفته.
- مراقبت از منسوجات در برابر نور جهت پیشگیری از پوسیدگی و رنگ رفتگی.
- خودداری اکید، از تماس منسوجات با مقواي كارتن(كرافت) و كاغذ روزنامه كه حامل اسيد ميباشند.
- در نظرگرفتن قفسه مناسب نگهداري منسوجات از نظر ابعادي و نيز جنسيت (قفسه استاندارد فلزي با پوشش رنگ لعابی کوره ای و در صورت استفاده از فایلهای چوبی، روکش کردن آنها با مواد مناسب مانند ورق آلومینیوم).
- هوادهی، زدودن گرد و غبار و باز کردن تا در مورد تمامی بافتهها.
- جلوگیری از چین خوردگی و تا شدگی منسوجات در ویترینها و یا مخازن ؛ جهت پیشگیری از تضعیف و پارگی الیاف.
- پرهیز از پراکنده کردن تکه های مرتبط به یک اثر.
- حصول اطمینان از خشک بودن بافتهها در مخازن قبل از انبار کردن و نگهداری آنها و غبار روبی تمامی قطعات با روش مناسب.
- حصول اطمینان از عدم وجود گرد و غبار و حشرات در محفظه ها.
- پیچاندن پارچه های بزرگ به دور یک استوانه از جنس مقوای بدون اسید یا لوله پلی اتیلن ومقاوم در برابر حشرات و جلوگیری از اسيدي شدن اثر و نگه داری از آنها بوسیله عبور دادن میله یا طنابی از درون استوانه به گونه ای که بافته متحمل هیچ فشاری نشود.
- پر کردن داخل لباسها با کاغذ پوستی نرم و یا پنبه پیچیده شده در پارچه کتانی، جهت جلوگیری از چین خوردگی.
- عدم استفاده از میخ و پونزهای آهنی برای تثبیت پارچه و استفاده ازدوخت با سوزن و نخ به جای آن.
- پرهیز از آویزان کردن قطعات پوشاک بخصوص با قدمت زیاد.
- قراردادن لايه ای از جنس پارچه پنبه ای بدون پرز و رنگ نشده(شسته شده، خشک شده و اتو شده قبل از استفاده) يا كاغذ تيشو و يا پوستي بدون اسيد در هنگام لوله كردن بافته و يا منسوجات، بر روي رولهاي مخصوص در بين آن.
- استفاده از تکیه گاه مناسب در هنگام جابجایی و حمل ونقل بافته های سنگین، فرسوده و مرطوب.
- بازبيني و هوادهي دورهاي بافتهها و منسوجات توسط کارشناس حفاظت و مرمت عاملي موثر در جهت جلوگیري از رشد قارچها، كپكها و نيز وجود حشرات.
- انتقال سریع اثر به آزمایشگاه مرمت، در صورت مشاهده تغییر رنگ و عواملی چون قارچ و ذرات كپك بر روي بافته.
- دور نگه داشتن بافتهها از تابش نور خورشید و لامپ هایی با UV بالا به دلیل غیرقابل برگشت بودن تاثیرات نور بر روی پارچهها.
- پرهیز از نگهداری بافتهها در کنار منابع گرمازا مانند شوفاژ و بخاری و....
منبع: اداره کل موزه ها
آزمایشگاه حفاظت و مرمت الیاف
آزمایشات و بررسی منسوجات:
در مورد منسوجات و لیف ها هم به دو نوع شیمی تر و دستگاهی می توان آزمایشاتی را برای شناسایی آن انجام داد. در حالت کلی دو مورد باید بررسی شود یکی: رنگدانه ها و دیگری: شناسایی الیاف.
در ساختار الیاف، رنگدانه به الیاف از طریق دندانه متصل شده است. دندانه ها ساختار معدنی دارند. در آزمایش الیاف لازم است رنگدانه از لیف جدا شود. برای تجزیه ی رنگدانه باید ابتدا دندانه را تجزیه کرد. باید از اسیدهای معدنی؛ اسید کلریدیک و اسید نیتریک با غلظت 5 تا 10 درصد استفاده شود چون دندانه ساختار اسیدی دارد.
در مرحله ی بعدی چون رنگدانه های تاریخی ساختار آلی دارند و جزء موادآلی هستند برای حل کردن رنگدانه از یک حلال آلی استفاده می شود. بستگی به نوع رنگدانه، نوع حلال مشخص می شود که متیل کتون است. محلول 2 فاز دارد یک فاز آبی و یک فاز آلی که رنگدانه در فاز آلی است. این محلول را در یک قیف جداگانه می ریزیم و این 2 فاز را از هم جدا می کنیم حلال آلی سبک تر است و رو می ماند و آبی زیر قرار می گیرد. قیف را باز می کنیم حلال آبی جدا و حلال آلی جدا می شود.
از روش دستگاهی FTIR طیف سنجی ماوراءبنفش که برای رنگدانه های آلی استفاده می شود.
شناسایی الیاف: در موزه ها برای طبقه بندی و اصالت اثر لازم است نوع لیف مشخص شود.
روش های غیر تکنیکی: دقت کافی نیست احتمال خطا وجود دارد.
روش های تکنیکی: دقیق تر و مطمئن تر است. مثل میکروسکوپ نوری که بزرگنمایی تا صد دارد.
برای تهیه ی مقاطع عرضی >>>> دستگاه میکروتم >>> مقاطعی را در حد میکروم ایجاد می کند نمونه را فیکس می کنند و با دستگاه برش یک مقطع عرضی در حد میکروم ایجاد می کند بعد با یک اظلس که بریا انواع الیاف است مشخص می شود.
آماده سازی:
- دوده یا آلودگی هایی مثل موم ممکن است روی سطح باشد باید ابتدا برطرف شود برای این کار از آب مقطر داغ استفاده می کنند. (برای شناسایی الیاف بهتر است رنگدانه جدا شود و در این مرحله نوع لیف باید مشخص شود.) اگر آلودگی پاک نشد اسید کلریدریک یا سود 5/0 درصد (خیلی دقیق) استفاده می کنیم تا روی لیف اثر نگذار و آلودگی ها پاک می کنیم.
- اگر تار و پود از یک جنس باشد یک نمونه برداری لازم است اما اگر متفاوت باشد باید هرکدام جداگانه نمونه برداری شود.
- اگر نخ هم از الیاف مختلف باشد مثل پشم و پنبه... باید زیر ذره بین هر کدام جدا کنیم و بعد شناسایی کنیم.
- غیر تکنیکی >>>> استفاده از حس لامسه که این روش احتیاج به مهارت و آگاهی خاصی دارد. اگر دست روی پارچه های پشمی بگذاریم آن محلی که گرما رویش مانده بوسیله ی دست احساس گرما می کنیم. اما الیاف گیاهی مثل پنبه و کتان چون رسانای گرما هستند احساس سرما می کنیم.
روش سوختن: (غیر تکنیکی)
در این روش الیاف را می سوزانیم و از روی شکل سوختن، بو، خاکستر باقی مانده لیف را شناسایی می کنیم. یک مقدار از الیاف را با پنس نگه می داریم و خیلی آرام به شعله نزدیک می کنیم. نمونه را باید خیلی آرام به قسمت انتهای شعله وارد کرد و شکل سوختن را مشاهده کرد و بعد خیلی آرام از شعله دور کرد. باید ببینیم سوختن ادامه دارد یا خاموش می شود. بعد نومنه را باید کاملا در شعله ببریم تا کاملا بسوزد بعد از روی شکل خاکستر و بو، لیف را تشخیص می دهیم.
* الیاف سلولزی: در اثر نزدیک شدن به شعله سریع شعله ور شده و از شعله که دور می شود باز به سوختن ادامه می دهد و شعله باقی می ماند. خاکستر باقی مانده از آنها، بیشتر بوی کاغذ سوخته می دهد و خاکستر سبک و پَرمانندی دارند.
* الیاف پشم و ابریشم: وقتی نزدیک شعله گرفته می شوند حالت چروک، جمع شدگی دارند و بعد از اینکه وارد شعله شد شعله ور می شوند و آتش می گیرد و بعد از خارج کردن از شعله، خاموش می شود. بوی خاکستر آن موی سوخته است.
- خاکستر پشم: سیاه دانه است (سیاه و دانه ای)
- خاکستر ابریشم: سیاه و نرم (براق)
- الیاف آثار تاریخی طبیعی است. الیاف مصنوعی به جهت تنوع با میکروسکوپی قابل تشخیص است. اما روش سوختن برای الیاف طبیعی است.
پنبه و کتان: همان الیاف سلولزی است.
آزمایشات شیمیایی – میکروسکوپی:(روش های تکنیکی)
روش شیمیایی: به وسیله ی حلال ها و معرف ها به شناسایی لیف می پردازیم.
برای تشخیص الیاف گیاهی از حیوانی استفاده از محلول 5 درصد هیدروکسید سدیم (سود) است. در سود 5 درصد الیاف حیوانی (پشم و ابریشم) حل می شود. ولی پنبه و کتان (سلولزی) حل نمی شوند.
معرف هرزبرگ: مخلوطی از کلرید و ید. آزمایشاتی برای تشخیص الیاف گیاهی استفاده می شود. الیاف را روی یک لام قرار می دهند بعد 2 قطره از معرف روی آن ریخته می شود. بعد روی آن یک لامل دیگر می گذارند. بعد سعی می کنند زیر آن حباب ایجاد نشود. از روی رنگ لیف الیاف گیاهی مشخص می شود. مثال: کنف: بنفش، کتان: بنفش قهوه ای.
برای تشخیص ابریشم از پشم (حیوانی ها) از اسید کلریدریک غلیظ استفاده می شود. ابریشم در اسید کلریدریک غلیظ حل می شودولی پشم حل نمی شود. (37 درصد)
آزمایشات میکروسکوپی: دقیق ترین روش برای شناسایی الیاف.
احتیاج به میکروسکوپ نوری با دقت 100 دارد. با استفاده از مقاطع طولی و عرضی می توانیم شناسایی را انجام دهیم ولی اصلی ترین آن همان عرضی است با استفاده از میکروتوم.
- برای الیاف سلولزی حتما" باید از مقاطع عرضی استفاده کنیم. (با استفاده از اطلس).
- برای الیاف طبیعی و تاریخی از مقاطع طولی هم استفاده می کنیم.
- ظاهر لیف هم کمک می کند برای شناسایی. لیف های ابریشم >> بلند است. اگر طول لیف از 3 سانتی متر کمتر باشد پنبه است.
- نمونه ی مورد آزمایش چه تار باشد و یا پود، باید کاملا" از هم جدا شود تا به صورت لیف های منفرد در بیاید و روی لام قرار داد. یک قطره آب یا گلیسیرین رویش می ریزیم و بعد روی آن لامل قرار می دهیم و سعی می کنیم حباب در زیر لامل ایجاد نشود. با میکروسکوپ نوری با بزرگنمایی 100 نمونه را مشاهده می کنیم و لیف را به صورت طولی مورد بررسی قرار می دهیم.
ویژگی های لیف های تاریخی: به شکل یک سلول منفرد و باریک زیر میکروسکوپ نشان داده می شود که به صورت یک لوله پیچ خورده و نامنظم است و در این لوله کانالی به اسم لومین در مرکز لوله است تخت، مسطح، یک نوار داخلی دارد و در برخی نواحی پیچ خورده است.
- کتان: کتان مو مانند و باریکتر از الیاف پنبه ای است. به صورت استوانه های صاف یا مارپیچی که در یک فواصل معینی یک ماده ی صمغ مانند به نام پکتین (؟لیگنین) وجود دارد که زیر میکروسکوپ به شکل گره دیده می شود. یکی از شواهد کتان همین گره هاست. اندازه ی قطر لیف در محور طولی همه جا یکسان نیست و بعضی از قسمت ها مقداری متورم به نظر می رسد.
- لیف پشم: استوانه ای، نامنظم، زبر و خشن و فلس مانند است.
- ابریشم: لیف باریک و هیچ علامت مشخصی در سطح ندارد فقط خیلی براق است و صاف.
مراحل آزمایش بر روی نمونه های منسوجات:
نمونه برداری: اگر تار و پود متفاوت است هرکدام باید جداگانه نمونه برداری شود و الیاف زیر ذره بین باید از هم جدا مورد بررسی قرار گیرد.
سوختن: نمونه را آرام به شعله نزدیک کرده و قبل از اینکه وارد شعله شود اگر تغییری صورت گرفته آن را ثبت می کنیم. بعد کاملا که وارد شعله شد بعد از سوختن کامل از روی خاکستر کاملا" ظاهر آن را یادداشت می کنیم. از الیاف یک نمونه برای شاهد باید نگه داشت. (لیف را باید از کنار شعله و پایین تر به شعله نزدیک کرد.)
تهیه ی مقطع عرضی از الیاف و مطالعات میکروسکوپی.
- نمونه ی اول: بعد از نزدیک کردن به شعله، شعله ور شد و به سوختن ادامه داد. >>>> بوی کاغذ سوخته داد. >>>> خاکستر آن نرم و پَر مانند بود.
- نمونه ی دوم: بعد از نزدیک کردن به شعله جمع شد (کِز کرد) و شعله ادامه نداشت و بوی موی سوخته داشت. >>>> خاکستر آن گلوله ای و سیاه شد.
- نمونه ی سوم: نمونه جمع شد (کِز کرد) و بوی موی سوخته داشت و خاکستری نداشت.
- نمونه ی چهارم: خاکستر سفید. >>> بوی موی سوخته >>> به سوختن ادامه نداد. (شعله ور نشد)
* میکروسکوپی:
(قرار دادن روی لام: یک نمونه از الیاف را جدا کرده و یک نمونه را باید باقی بگذاریم. لیف باید کاملا" باز شود و به صورت لیف های مجزا باشد تا سطح مقطع طولی را بتوانیم به خوبی تشخیص دهیم. نمونه را روی لام گذاشته و یک قطره آب مقطر روی ان می ریزیم و یک لام دیگر را با دقت روی آن قرار می دهیم. یک برچسب کنار لام زده تا نوع نمونه را بعدا" مشخص دهیم. برای تمام نمونه ها این روش را عمل می کنیم.)
میکروسکوپ= یک عدسی چشمی+ یک عدسی شیئی>>> از حاصلضرب چشمی و شیئ بزرگنمایی شیء.
نتایج مشاهدات میکروسکوپی در مورد نمونه های مورد آزمایش:
- نمونه ی اول = پنبه
- نمونه ی دوم = پشم
- نمونه ی سوم = پشم
- نمونه ی چهارم = پنبه و پشم (نخ آن از چند لیف تشکیل شده و پنبه هم دارد.)
- نمونه ی پنجم = بلندترین الیاف را ابریشم دارد. ابریشم را در آزمایشگاه از پیله جدا کردیم به صورت رشته ی لیف و مورد آزمایش قرار دادیم.
ظاهر الیاف در زیر میکروسکوپ و شناسایی آنها:
- ابریشم » ابریشم به صورت لوله ای و سطح لیف صاف و براق بود.
- پنبه » پنبه پهن مانند بود. در وسط لیف کانالی قرار دارد. بعضی از قسمت ها حالت تاب خوردگی و پیچیدگی دارد و نامنظم است.
- پشم » سطح دیواره ی پشم فلس مانند و پولکی و ناصاف است.
- کتان » گره هایی در کتان دیده می شود که آن گره ها نشان دهنده ی تجمع لیگنین است.
منبع: http://www.njavan.com


میراث به جای مانده از نیاکان ما گنجینه بشری محسوب می شوند. موضوع حفظ و نگهداری یک اثر تاریخی، با توجه به شرایط خاص آن، به مراتب مشکل تر از ایجاد و خلق آن اثر است. لذا درک مضامین حفاظت و نگهداری کمک شایانی در ماندگاری آثار فرهنگی خواهد داشت. در این پایگاه برآنیم تا علاوه بر مباحث علمی و آموزشی، فعالیت هایی که در آزمایشگاه مرمت استان خراسان جنوبی اتفاق می افتد را جهت اطلاع رسانی ارایه نماییم.